السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
452
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
بلكه به واسطهء همين فصل ، حصّهء خاص شده است . به عبارت ديگر همان فصلى كه محصل جنس هست بعينه و مقارن با آن مُقسّم جنس هم هست . ميان تحصّل جنس و تقسيم آن از سوى فصل ، فاصلهاى نيست . بنابراين ، شقوق مسئله در دو شق باطلى كه در صورت اشكال ، مطرح گرديده است ، منحصر نيست . شق سومى در بين هست كه همان صحيح مىباشد . و آن عبارت از اين است كه تحصّل و تقسيم به واسطهء يك چيز و در يك زمان كه همان فصل است ، صورت مىگيرد . اشكال بر محصل بودن فصل متن فإن قيل : التّحصّل الّذى به الجنس . . . الوجوديّة فما معنى عدّ الفصل علّةً له ؟ ترجمه تحصّلى كه جنس به واسطهء آن در وجود داخل مىشود تحصّل به وجود فردى است . پس ، مادامى كه متلبس به وجود خارجى نشود شئون وجودى براى آن بهطور تمام نمىباشد . پس ، معناى اينكه فصل ، علت تحصّل جنس است ، چيست ؟ شرح اشكال دوم اين است كه تحصّل بخش واقعى ، وجود است . پس ، ماهيت جنسى تا موجود نگشته ، متحصّل نمىگردد . در اين صورت ، نقش فصل به عنوان عامل تحصّل چيست ؟ و نسبت تحصّل به او بى مورد است . حاصل اين اشكال اين است كه اگر تخصص به واسطهء فصل حاصل مىشود پس چرا مىگوييم تشخص ماهيت و از جمله جنس به وجود حاصل مىشود و اگر تحصّل و تشخص به واسطهء وجود حاصل مىشود پس چرا مىگوييم تخصص به واسطهء فصل حاصل مىشود .